مادرگفت : نرو ، بمان!
دلم میخواهد پسرم عصاے دستم باشد...
گفت : هرچه تو بگویے فقط یڪ سوال!
میخواهے پسرت عصاے این دنیایت باشد
یا آن دنیا؟
مادرش چیزی نگفت و با اشڪ بدرقه اش ڪرد....
برچسب: خاطره,
نویسنده: آیلین نجفی
برچسب: حکایتخروملانصرالدین,
نویسنده: آیلین نجفی
مراقب نمکهای زندگیتان باشید،
ساده و بی ریا و همیشه دم دست،
که اگر نباشند وای بر سفره زندگی.